خبرنگار روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
سیاست انرژی در ایران همواره یکی از حساسترین و پیچیدهترین حوزههای تصمیمگیری برای دولتها بوده است. دولتهای گذشته، هرچند به ضرورت اصلاح قیمت سوخت واقف بودند، به دلیل ترس از کاهش محبوبیت، تهدید پایگاه اجتماعی و احتمال تکرار اعتراضات مردمی، از اجرای تغییرات بنیادی در نرخ بنزین اجتناب کردند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگونه افزایش قیمت سوخت، حتی در حد محدود، میتواند واکنشهای گسترده اجتماعی بهدنبال داشته باشد. این ترس سیاسی باعث شد که راهکارهای کوتاهمدت و موقتی جایگزین اصلاحات ساختاری شود؛ اقداماتی که نه تنها کمبود منابع و مشکلات اقتصادی را برطرف نکرد، بلکه با گذر زمان، اثرات منفی آن بر اقتصاد کشور، مصرف انرژی و سلامت محیطزیست بیشتر آشکار شد.
در این میان، سهنرخی شدن بنزین، اگرچه ممکن است فشار اقتصادی کوتاهمدتی بر خانوارها و بازار ایجاد کند، اما اقدامی اجتنابناپذیر برای بهبود وضعیت اقتصادی و مدیریت منابع انرژی کشور است. این سیاست با شفافسازی قیمتها و ایجاد تفاوت منطقی میان مصرف خانگی، صنعتی و صادراتی، میتواند بهکاهش قاچاق سوخت و مصرف غیر بهینه کمک کند. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که اصلاح قیمت انرژی، هرچند پرچالش، بهتدریج موجب کنترل مصرف، افزایش بهرهوری و تقویت پایههای اقتصادی میشود و زمینه را برای سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی پایدار فراهم میکند.
یکی دیگر از مزایای سهنرخی کردن بنزین، ایجاد انگیزه برای مصرف بهینه و توسعه حملونقل عمومی است. هنگامی که قیمت سوخت واقعی و منصفانه باشد، خانوارها و صنایع مجبور به اصلاح رفتار مصرفی خود خواهند شد. در همین راستا، دولت میتواند منابع آزادشده را بهتوسعه حملونقل عمومی، گسترش خطوط ریلی، ارتقای ناوگان شهری و تشویق به استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر اختصاص دهد. این سیاستها نه تنها فشار اقتصادی را کاهش میدهند، بلکه به حفظ محیطزیست، کاهش آلودگی هوای شهرها و مدیریت پایدار منابع کمک میکنند.
از نگاه اقتصادی کلان، ادامه روند گذشته بدون اصلاح قیمت سوخت، آثار مخربی بر بودجه کشور دارد. دولتهای پیشین برای جلوگیری از تبعات کوتاهمدت اجتماعی، هزینههای بلندمدت اقتصادی را نادیده گرفتند؛ هزینههایی که شامل کسری بودجه، افزایش بدهیهای عمومی، کاهش سرمایهگذاری و اتلاف منابع ملی بوده است. سهنرخی کردن بنزین، اگر بهدرستی و همراه با سیاستهای حمایتی اجرا شود، میتواند فشار مالی دولت را کاهش داده و امکان برنامهریزی برای توسعه زیرساختها و بهبود رفاه اجتماعی را فراهم کند.
دولت چهاردهم با درک دقیق این ضرورت، تصمیم به اجرای سیاست سهنرخی بنزین گرفته است. این تصمیم نشاندهنده شجاعت سیاسی و اقتصادی است؛ چراکه دولت نه تنها به پیامدهای اجتماعی آن واقف است، بلکه میداند که تاخیر در اصلاح قیمتها میتواند هزینههای بیشتری را در آینده تحمیل کند. حمایت از اقشار کمدرآمد، اطلاعرسانی شفاف و اجرای سیاستهای مکمل مانند توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و حملونقل عمومی، میتواند بار اجتماعی اصلاحات را کاهش داده و پذیرش عمومی آن را افزایش دهد.
درنهایت، سهنرخی شدن بنزین نه یک تصمیم سیاسی صرف، بلکه یک ضرورت اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی است که دولت چهاردهم با درک عمیق از پیامدهای عدم اقدام، تصمیم به اجرای آن گرفته است. این سیاست میتواند مسیر توسعه پایدار، افزایش عدالت اجتماعی، بهبود بهرهوری و مدیریت منابع کشور را هموار کند؛ مشروط بر آنکه به شکل تدریجی، هوشمندانه و همراه با حمایت اجتماعی اجرا شود. در دنیای امروز که منابع انرژی محدود، هزینههای اقتصادی رو به افزایش و فشارهای اجتماعی قابل توجه است، اجتناب از اصلاحات بنیادی بیش از هر زمان دیگری غیرمنطقی و پرهزینه خواهد بود.
